رضا قليخان هدايت

1984

مجمع الفصحاء ( فارسي )

لاله مشكين دل و عقيقين طرف است * چون آتشى اندر اوفتاده به خف است گلنار سراسر همه ناز و صلف است * زيراكه چو معشوقهء خواجه خلف است آن خواجه كه با هزار برّ و لطف است * حلمش به شتاب نه وجودش به درنگ والامنشى كه پشت در پشت آگاه * بر شاه جهان عزيز و بر حاجب شاه مر حاجب شاه و شاه را نيكو خواه * اين طالب عزّ آمده وان طالب جاه برده سبق از همه بزرگان سپاه * پاك از همه عيب و عار و دور از همه ننگ همواره شهنشاه جهان خرّم باد * در خانهء بدسگال او ماتم باد فرمانت رونده در همه عالم باد * بدخواه ترا دم زدن اندر دم باد احباب ترا سعادت بىغم باد * تا شاد زيند و باده گيرند به چنگ مسمّط ديگر در مدح سلطان مسعود بن سلطان محمود غزنوى گويد باز دگرباره مهر ماه درآمد * جشن فريدون [ آبتين ] به [ در ] آمد عمر خوش دختران رز بسرآمد * [ كشتينيان ] را سياستى دگر آمد دهقان در بوستان همىبخرامد * تا ببرد جانشان به ناخن و چنگال دختركان سياه زنگىزاده * بس به وضيع و شريف روى گشاده مادركانشان به دايه هيچ نداده * وز در گهواره‌شان برون ننهاده بر سر گهواره‌شان به روى فتاده * مروحهء سبز در دو دست همه‌سال دختركان پشت‌پشت خفته به هر سو * پهلو بنهاده پشت پشت به پهلو گيسو در بسته پشت و پشت به گيسو * گيسوشان سبز و گيسو از بر زانو هريكى از ساعدين مادر و بازو * خويشتن آويخته به اكحل و قيفال